شبهای تنهای
30روز کله گنجشکی ، 7سالگی ـ 30روز بعد هم کله گنجشکی، 8 سالگی ، جذاب بود، تمرين کردن واسه چند سال آينده که ديگه نبايد کله گنجشکی روزه می گرفتم. ببعد ۱۶ سالگی ، ديگه کله گنجشکی نبود، بايد کامل می گرفتم روزه هامو. روپاهام نمی تونستم بايستم ، سرم گيج می رفت، ضعف کرده بودم و شکمم قاروقور می کرد، تازه فهميدم چه لذتی داره وقتی دم افطار يک روزه ی کامل و قبول شده رو باز کنی و . چقدر ناراحت می شی روز آخر که بايد با روزه ها ، افطاری ها و سحری های خوشمزه ی مامان خداحافظی کنی و دوباره انتظار تا ماه رمضان سال بعد. سلام به خدمت همه دوستان پیشاپیش حلول ماه مبارک رمضان رو تبریک میگم و امید وارم در این ماه بهره کامل رو ببریم و غافل نباشیم که این ماه ماه توبه و استغفاره و شیطان در بند است.دراین ماه حتی نفس کشیدن تو عبادت است.پس آسان از دستش ندهیم. ستایش مخصوص خداوندی است که بر ما، با هدایت به شاهراه ستایشش، منت نهاد و ما را اهل ستایش قرار داد که از سپاس گزاران احسان او باشیم … و سپاس خداوند را که دین آسمانی اسلام را برای ما مختص ساخت تا در سایه سار آن، به سر منزل سعادت و خرسندی اش روان گردیم … و حمد بی حد و ثنای بی عدد، خدای احد را که ماه خود، ماه اسلام، تزکیه و تصفیه و نزول کتاب وحی- رمضان - را یکی از راه های احسان بر بندگان قرار داد. ** استشمام عطر خوشبوی رمضان از پنجره ملکوتی شعبان گوارای وجود پاکتان. سلام به همه ی دوستای عزیز من شهریار ۲۳ ساله از تبریز هستم امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد البته همهی حرفا نوشته ی خودم نیستن ولی بعضی هاش ماله خودمه خوشحال میشم نظر بذارید بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف ، شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ی ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست بر آورده به مهتاب یادم آید تو به من گفتی: - « از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب آیینه ی عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش، فردا که دلت با دگران است!» با تو گفتم : -« حذر از عشق!؟ ندانم سفر از پیش تو!؟ هرگز نتوانم نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من، نه رمیدم، نه گسستم باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو در افتم، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق، ندانم، سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم نرمیدم رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم ... آری زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرینه پا برجاست گر بیفروزیش در هر کران پیداست ورنه خاموش است و خاموش گناه ماست سكوت ،سكوت را در شب، شب را در بستر، بستر را برای اندیشیدن به تو دوست میدارم من عشق را در امید، امید را در تو، تو را در دل، دل را در موقع تپیدن به خاطر تو دوست دارم ای دوست من خزان را به خاطر رنگش، و بهار را به خاطر شكوفه هایش و خدایی كه دل را برای تپش ، تپش را در پاسخ ، پاسخ را در چشمان قشنگ تو برای عصیان زندگی آفرید دوستدارم تحمل کردن زيباست روزی خواهم رفت از این دنیای بی صدا به دنیای صدا بودن را حذف میکنم و به نبودن ها می پیوندم دیشب در خواب همان شازده کوچولوی بی صدا را دیدم که با تمام وجود در نگاهش فریاد میزد فریادی عمیق اما بی صدا نگاهم در نگاهش گره خورد و بغض صدایم در بی صدایش از نگاهش میخواندم که سالهاست در پی صدا میگردد تا نبود حرف هایش را ابراز کند با چشمانم گفتم می توانم صدایت باشم و اما باز پریدم تمام حس ها رو دورم میچینم و دایره ای از تردید و تنهایی درست میکنم دایره ای که خودم را در آن حس میکنم نا گاه دایره برایم تنگ میشود تنگ و تنگ تر انگار میخواهم له شوم در این محلکه بقیه حس ها را زیر پایم میگذارم عشق شادی... تاقدم را بلند کنم شاید بتوانم از این محلکه فرار کنم از دیوار هایش که تنگ و تنگ تر میشود به خودم می ایم که جایی در این عرصه خاکی ندارم پس چرا نمیگذارم له شوم آمدنم را نخواستم و با خواست دیگری امدم رفتن با اوست اما ماندنم هم همینطور عروسک دردستانم وخودم عروسکی در دستان زندگی فریاد های بسیاری در گوشم هست که میخواهند کر شوم قهقه فریاد اه ودرد... میله ای کنار دیوار است بر میدارم و بر دیوار ها میکوبم یاد کوبیدن های زندگی بر کمرم و بر جسه ی کوچکم میافتم پس دست بر میدارم از این کوبیدن ها اما این که دیوار است نه من زندگی نیستم درد را درتمام وجودم حس میکنم تو هجوم این زندگیه فلاکت بار دارم زیر بار این همه نامردی له میشم سایه های اندوه رو تو تموم ریشه های بهت زده ی قلب و روحم حس میکنم و فشاری که بهم وارد میشه رو تا حدودی تحمل انگشتانم تیر میکشند تا این کلمات رو به کار ببرن واژه هایم تمام شده اند و دیگر واژه ای وجود نداره که بخواد اندام هاب غم رو به تصویر بکشه اوندها ی واژه ها خشک شده اند و تغذیه ی واژه ها به خطر افتاده چه خوش خیالند انانی که میپندارند در این برهه از زمان میتوان ساده زیست و شاد بود چگونه میشود بی غم زندگی کرد زمانی که که همه برایت غم می آفرینند و می خواهند آزار ببینی حتی عزیزانت There are moments in life when you miss someone گاهی در زندگی دلتان به قدری برای کسی تنگ می شود ************************************* When the door of happiness closes, another opens وقتی در شادی بسته می شود، در دیگری باز می شود ************************************* Don’t go for looks; they can deceive به دنبال ظواهر نرو؛ شاید فریب بخوری ************************************* Dream what you want to dream هر چه میخواهی آرزو کن ************************************* May you have enough happiness to make you sweet خوب است که آنقدر شادی داشته باشی که دوست داشتنی باشی ************************************* The happiest of people don’t necessarily شاد ترین مردم لزوماً ************************************* The brightest future will always be based on a forgotten past همیشه بهترین آینده بر پایه گذشته ای فراموش شده بنا می شود ************************************* When you were born, you were crying وقتی که به دنیا آمدی، تو گریه می کردی ************************************* Don’t count the years, count the memories سالها را نشمار، خاطرات را بشمار سفره دل : خدایا دل به عشق یار لرزید و سفره ی دل باز شد وجود پاک تو نیز در اون بالا محرم این راز شد ما به لطف بیکرانت دل بسته ایم و شک را دک کرده ایم خدایا یا علی گفتیم شاید عشق آغاز شد ......................................................................... موج : قدر چشم های تو را هیچ کس ندانست جز عاشقت اما خوب میدونم که این عشق هرگز نبوده لایقت ترسم از روزیست که می خواهی کنی ترک مرا دست بیداد فلک موجی زند بر قایقت . . . ......................................................................... قلب شیشه ای : در این دور و زمانه دل هر کس دل نیست کاسه ی سفالی محبت ها از گل نیست نمی دانستم جنس دل ها تمام از سنگ است واسه قلب شیشه ای جایی در این منزل نیست . . . ......................................................................... دعوت : دیگر پر شده کاسه ی صبرم در این دنیای فانی با این سرنوشت سرکش و این همه غم های جانی ای خدا اگر صد بار مرا از خود برانی یا که نه اگر فقط یک بار مرا از خود بدانی دعوتت را با تمام دل خود لبیک گویم آنی . . . ......................................................................... انتظار : خیلی وقته چشمهایم از فکر تو بارانیست سال هاست دریای دلم از عشق تو طوفانیست دیگر کاسه صبرم شده لبریز از درد بی تو بودن خدایا انتظار دیدن یار چقدر طولانیست . . . ......................................................................... کویر : ای خدا این دل کویر است محتاج بارانیم هنوز برآورده شدن این آرزو را ازتو خواهانیم هنوز چی بگوییم از عشق یار و رحمت بی وصف تو که ایستاده به روی خط پایان و از امیدوارانیم هنوز . . . ......................................................................... قلب تو : کاش این قلب کثیف و بدرنگ تو از این همه دوز و کلک ها لک نبود کاش این قلب پر از نیرنگ تو جای هیچ گونه دروغ و شک نبود کاش از بی مهری روی قلب سنگ تو واژه ای به اسم خیانت حک نبود . . ۱ 2 3 5 6 7 8 9 10 



**خبر آوردند که پیامبر، همه انسانها را به یک مهمانی بزرگ دعوت نموده است تا در پایان آن به مهمانان نمونه جایزه دهد.
** آنگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد به یاد من باش که من همیشه به یاد توام.
از طرف بهترین دوست تو: خدا (سوره بقره آیه 152) “حلول رمضان مبارک”
**شهر الرمضان الذی انزل فیه القرآن (ماه مبارک رمضان دوری از گناه، ما انس با قرآن، ماه ضیافت الله بر شما و خانواده محترمتان گرامی باد. “طاعت و عبادت شما قبول درگاه حق”
**کاش که همسایه ما می شدی، مایه آرامش ما می شدی- هر که به دیدار تو نایل شود،یک شبه حلال مسائل شود. “یا مهدی ادرکنی”
**در میکده گشودند، خدایا مپسند، که درین بزم و طرب ما، سوی تقوا نرویم.
**سزاوارترین مردم به احترام کسانی هستند که به تادیب خود می کوشند.
**می گویند هر وقت آب می نوشی بگو یا حسین(ع)، این روزها که آب می بینی و نمی نوشی آرام بگوی یا اباالفضل(ع.)
** نهج البلاغه: آرام باش، توکل کن، تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خداوند را می بینی که زودتر از تو دست به کار شده است.
** کاش در این رمضان لایق دیدار شوم، سحری با نظر لطف تو بیدار شوم- کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان، تا که همسفره تو لحظه دیدار شوم.
** به خدا نگو مشکل بزرگی دارم بلکه به مشکل بگو خدای بزرگی دارم.
** در حریم کبریایی به کریم اهل بیت(ع) توسل بجویید. انشاءالله حاجت رواست.
** میلاد کریم سبزپوش آل فاطمه، محرم مادر، تنهاترین سردار لشکر حیدر و غریب شهر پیامبر تهنیت باد.
** من اسیر کرم گل پسر فاطمه ام، حسنی ام بنویسی به روی کفنم.(میلاد کریم اهل بیت، غریب مدینه حضرت امام حسن مجتبی(ع) مبارک باد.)
** روزه داران به رهش جان ودل ایثار کنید، امشب از جام تولای وی افطار کنید.(میلاد کریم اهل بیت مبارک)
** مهمانی حق چه باصفا شد، میلاد امام مجتبی شد.(این عید بر عاشقان مبارک)
** امام حسن(ع) فرمودند: بهترین نیکویی، اخلاق نیکو است.
** تا خدا هست و خدایی می کند، مجتبی مشکل گشایی می کند.
** بنگر به مرتضی که در این ماه روزه را، با بوسه از لب پسر افطار می کند.
**تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی، شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی- لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم، سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی.
** غم به دلم نشسته، بابا داره پر می گیره.
** خبر آوردند که امشب از هزار شب بهتر است و یک اتفاق ویژه می افتد و آن اینکه امشب دست ملکوت به طرف زمین کشیده می شود.

.jpg)
.jpg)
اگر قرار باشد روزی به تو برسم
انتظار اسان است
اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم
زندگی شيرين است
اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم
مشکلات حل می شود
اگر قرار باشد روزی به پای تو بميرم
لطفا فوتم نکن؛می خواهم در سينه ی تو تمام شوم
اشک ها همه به لبخند تبديل می شود
اگر قرار باشد تو را يک بار ببوسم
و لبخند ها دوباره به اشک
فقط اگر ببينم خيال رفتن داری
زنگيم می سوزد اگر بفهمم روزی از من دل گير شده ای
اما بدان دوستت دارم
از پشت اين همه فاصله
از پشت اين همه حرف
دوستت دارم



So much that you just want to pick them from
Your dreams and hug them for real
که می خواهید او را از رویاهایتان بیرون بیاورید
و آرزوهای خود در آغوش بگیرید….
But often times we look so long at the
Closed door that we don’t see the one which has been opened for us
ولی معمولاً آنقدر به در بسته شده خیره می مانیم
که دری که برایمان باز شده را نمی بینیم
Don’t go for wealth; even that fades away
Go for someone who makes you smile
Because it takes only a smile to
Make a dark day seem bright
Find the one that makes your heart smile
به دنبال ثروت نرو؛ این هم ماندنی نیست
به دنبال کسی باش که به لبانت لبخند بنشاند
چون فقط یک لبخند می تواند
شب سیاه را نورانی کند
کسی را پیدا کن که دلت را بخنداند
Go where you want to go
Be what you want to be
Because you have only one life
And one chance to do all the things
You want to do
هر جایی که میخواهی برو
هر آنچه که میخواهی باش
چون فقط یک بار زندگی می کنی
و فقط یک شانس داری
برای انجام آنچه میخواهی
Enough trials to make you strong
Enough sorrow to keep you human and
Enough hope to make you happy
آنقدر آزموده شده باشی که نیرومند باشی
آنقدر غم داشته باشی که انسان باقی بمانی
و آنقدر امید داشته باشی که شادمان باشی
Have the best of everything
They just make the most of
Everything that comes along their way
بهترین چیزها را ندارند
بلکه بهترین استفاده را می کنند
از هر چه سر راهشان قرار میگیرد
You can’t go forward in life until
You let go of your past failures and heartaches
نمیتوانی در زندگی پیشرفت کنی
مگر غمها و اشتباهات گذشته را رها نکنی
And everyone around you was smiling
Live your life so at the end
You’re the one who is smiling and everyone
Around you is crying
و اطرافیانت لبخند به لب داشتند
آنگونه باش که در پایان زندگی
تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری
و اطرافیانت گریه می کنند

چون عشق اشارت فرماید، قدم به راه نهید،
گرچه دشوارست و بی زنهار این طریق .
و چون بر شما بال گشاید ، سر فرود آورید به تسلیم،
اگر شمشیری نهفته در این بال ، جراحت زخمی بر جانتان زند.
چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است،
شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم.
تعبیر جبران خلیل جبران از زنا شویی:
در کنار هم بایستید ، نه بسیار نزدیک،
که پایه های حایل معبد ، به جدایی استوارند،
و بلوط و سرو در سایه ی هم سر به آسمان نکشند.
4
نصیحت جبران خلیل جبران به زوج های جوان :
جام یکدیگر پر کنید ، لکن از یک جام ننوشید .
از نان خود به هم ارزانی دارید ، اما هر دو از یک نان تناول نکنید .
نصیحت جبران خلیل جبران به زوج های جوان به هنگام شادی :
و همگام نغنمه ساز کنید و پای بکوبید و شادمان باشید ، اما امان دهید که هر یک در حریم خلوت خویش آسوده باشد و تنها .
چون تارهای عود که تنهایند هر کدام ، اما به کار یک ترانه ی واحد در ارتعاش.
این کودکان فرزندان شما نی اند،
آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .
از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند.
به آنان عشق خود توانید داد، اما اندیشه تان را هرگز ، که ایشان را افکاری دیگر به سر است ، تفکراتی از آن خویشتن.
شما چون کمانید که فرزندتان همچون پیکان هایی سرشار زندگی از آن رها شوند و به پیش روند.
و تیرانداز ، نشانه را در طریقت بی انتها نظاره کند و به نیروی او اندامتان خمیده شود ، که تیرش تیز بپرد و در دوردست نشیند.
پس شادمان می بایدتان خمیدن در دستهای کماندار،
چون او هم شفیق تیرست که می رود ؛ و هم رفیق کمان که می ماند.
دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است.
سخاوت ، زیباست آن زمان که دست نیازی به سویتان گشوده آید ، اما زیباترآن ایثار که نیازمند طلب نباشد و از افق های تفحص و ادراک برآید .
و گشاده دستان را تجسس نیازمندان چه بسا دلپذیر تر از بخشایش محض.
و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان.
| Design By : Night Skin |


